جک...
رﻓﺘــــﻪ ﺑـﻮﺩﻢ ﺧﻮﻧـﻪ ﭘـﺪﺭ ﺑﺰﺭﮔـﻢ.
ﺑﻨـﺪﻩ ﺧـﺪﺍ ﮔﻮشـاش یـه ﮐـــﻢ ﺳﻨﮕﯿﻨـﻪ.
ﭘـﺮﺳﯿﺪ پسرم ﺑﺴﻼﻣﺘـﯽ ﮐـﺠﺎ ﻣﺸـﻐﻮﻝ ﺩﺭﺳـﯽ؟
ﮔﻔﺘـﻢ :ﺍﻫـﻮﺍﺯ.
ﮔﻔـﺖ : ﮔﻔﺘـﯽ ﺷﯿـﺮﺍﺯ؟
ﮔﻔﺘــــﻢ :نـهﺍﻫـــــــﻮﺍﺍﺍﺍﺯ .
ﺑﺎﺯﻡ ﻧﺸﻨﯿـﺪ.
ﺩﻭﺑـﺎﺭﻩ ﭘﺮﺳﯿـﺪ: ﺷﯿــــــﺮﺍﺯ ﻣﯿﺨﻮﻧــﯽ؟
ﮔﻔﺘـﻢ :نـه ﭘـﺪﺭ ﺟﺎﻥ . ﺍﻫـﻮﺍﺯ ﻣﯿﺨﻮﻧـﻢ ..... ﺍﻫـﻮﺍﺯ .
ﮔﻔـﺖ : ﮔﻔﺘـﯽ ﺷﯿـﺮﺍﺯ؟ﮐﺠـﺎﯼ ﺷﯿـﺮﺍﺯ؟
ﺩﯾـﺪﻡ ﺧـﻮﺏ ﻧﻤﯿﺸﻨـﻮﻩٌ ﺯﺷﺘـﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻫـﯽ ﺻﺪﺍﻣـو ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻣﯿﺒـــــﺮﻡ ﮔﻔﺘـﻢ آﺭﻩ ﺷﯿـﺮﺍﺯﻡ
ﮔﻔـﺖ : ﭘـﺲ ﭼـﺮﺍ هـی ﻣﯿﮕـﯽ ﺍﻫـﻮﺍﺯ
قدیما اگه باباها از دسته بچه شون ناراحت میشدن
میگفتن کاری نکن از ارث محرومت کنم ها!!!!
دیشب با بابام دعوام شده
میگه کاری نکن که پسوورد اینترنت خونه رو عوض کنم!!!!!
سریعا خم شدم شصت پاشو ماچ کردم
نسلی هستیم ، كه تو اینترنت عاشق شدیم، تو اینترنت دوست شدیم،
تو اینترنتم بهمون خیانت شده! فقط اینترنت توالت نداره من ناراحتم :)).
پسر 12 ساله تو پیجش نوشته:
بسلامتی عشقم که به زبون نمی آوری دوست داشتنت را.... بهت خرده نمیگیرم...!
اونوقت من تو این سن که بودم، پلاستیک فریزر تو پام میکردم رو فرش لیز میخوردم!
رفتم نون بگیرم , دست خالی برگشتم خونه . بابام گفت پس نون کو؟
گفتم الکی مثلن نونوایی بسته بود!
یهو دیدم بابام با لگد چنان ضربه ای کوفت تو پوزم که آب دهنمو معلق تو هوا دیدم
وقتی بهوش اومدم دیدم بابام با لبخند ملیحی گفت:
.
الکی مثلن من بوروسلی ام
دست بهم بزنی جیغ میزنم
.
.
.
چیزی نیست جزوه درسیمه یه ذره غریبی میکنه !!
دختره زنگ زده میگه سلام ،
آقای محمدی!!!؟؟؟
میگم نه خانم اشتباه گرفتین.
میگه ؛ مگه تشابه چهرست که میگی اشتباه گرفتم.
میگم نه خانم شماره رو چک کنین احتمالاً یک شماره رو اشتباه گرفتین....
میگه کدوم شماره رو اشتباه گرفتم؟
میگم من نمیدونم شما چک کنین متوجه میشید.
میگه اگه نمیدونین پس از کجا گفتین یک شماره رو اشتباه گرفتم؟
.
.
.
.
.
گفتم : محمدی هستم خانم امرتون رو بفرمایید.
میگه : إ وا آقای محمدی خودتونین؟
چه با مزه الان خط رو خط شده بود یه آدم آشغال دوساعت داشت با من لاس میزد ، احمق کثافت ول نمیکرد :|
خدایا بحق این روز های عزیز همه ی مریضهای اسلام رو شفا بده، خواهشأ این بیچاره رو بدون نوبت بفرست تو !!
مورد داشتيم.......
.
.
دختره توو وایبر پى ام فارسى ميداده فک ميکرده ارزونتر ميافته..
خدايا به من ربطى نداره ها...
ولى اين چيه افريدى ؟؟؟




